تبلیغات
شاخه طوبی - هفته شصت و چهارم: سردار شهید مهدی امینی

شارژ ایرانسل

فال حافظ


 


هفته شصت و چهارم: سردار شهید مهدی امینی
بسم رب الشهدا و الصدیقین 

شهیدان آنانی بودند که شجاعت داشتند از مرز خویشتن بگذرند و برای رضایت خداوند و بندگان خدای شان ، گرانبهاترین دارایی خود را که "جان " بود به پیشگاه حقیقت هدیه دهند . نباید چنین تصور کرد که شهید بی اعتنا به زندگی بوده و از زنده ماندن دوری میگزیده و ارزش نفس و جان خود را نمیدانست !!! چنانچه این تصور، تصویر ذهنی باشد مراقبت از گناه ، دوری از مکروهات ، استمرار به پاکی ، تلاش برای امنیت و آرامش یک ملت ،نمی بایست در رفتار آنان موج میزد.

از جمله این بخشندگان جان و آفریننده حماسه ها ، سردار شهید مهدی امینی و یاوران صدیق او شهدای دارلک می باشد.

از آنجائیکه در بین شهدای استان آذربایجان غربی که نقش اساسی در شکل گیری انقلاب در سطح کشور و استان داشت ، مهدی امینی نامی آشناست و لیکن به هر بها و بهانه ای شخصیت و همت بلند او چندان شناخته نشده و همواره مظلومیت شهادت وی و یاران صدیق اش نیز در هاله ای از ابهام باقی مانده است.


سردار شهید مهندس مهدی امینی

تاریخ تولد : 1332شمسی
محل تولد : شهرستان ارومیه
نام پدر : حسن
شماره شناسنامه :432
صادره : ارومیه
فرزند سوم خانواده
وضعیت تاهل : متاهل
تعداد فرزندان: ــــــ
پایه تحصیلات متوسطه :1350
محل تحصیل دوره های تحصیلی : ارومیه و تهران
ورود به دانشگاه : 1351
نام دانشگاه : دانشگاه علم و صنعت تهران
رشته تحصیلی : راه و ساختمان
آخرین مدرک دانشگاهی : مهندسی راه و ساختمان
سال اخذ مدرک دانشگاهی : 1356
اعزام به جبهه جنوب : سال 1359 اوایل جنگ تحمیلی
آخرین سمت : فرمانده عملیات سپاه ارومیه
مدت فرماندهی عملیات : از بهمن 1359 لغایت خرداد 1360
تاریخ عروج : 28 خرداد ماه سال 1360 (مصادف با نیمه شعبان)
محل عروج : روستای گوگ تپه مهاباد
مزار شهید: باغ رضوان ارومیه "قطعه شهدا"


ورقی از عشق نامه ی شهید مهدی امینی :
. من راه خود را از میان قلوه سنگها و صخره هی سخت فاتحانه گرچه زخمی و تب آلود، لنگ لنگان و کشان کشان ولی پیروز و قاطع خواهم یافت و چون میدانم اراده قدرت حاکم بر هستی من نیز بر پیروزی اراده ها و تصمیم ها در جهت حق ، تعلق دارد به پیروزی خود اطمینان دارم و این شکستها را لازم و عضوی از پیکر پیروزی می دانم و هیچ شکستی عظیم و تکان دهنده برای من نیست زیرا پیروزی من بودن در مسیر حق است که شکست من هم پیروزی است.

. ما یک تکلیف داریم و آن عمل کردن به احکام است و گوش دادن به فرمان امام و ولایت فقیه ، ما مجبور نیستیم که ببینیم نتیجه چه خواهد شد ، ما به ادای تکلیف موظفیم .

· آن چیزی که ماندگار است افکار اسلامی است . ما باید از کسانی خط بگیریم که از افکار ناب اسلام و ائمه خط گرفته باشند این احزاب از روی هوی و هوس برنامه هایی در جهت نفی اسلام و اثبات مبانی ضد خدایی دارند و در نهایت نابود شدنی اند .

· اگر ما روحانیت را از دست بدهیم انقلاب از دست می رود .

· اگر تنها خودم در سپاه (ارومیه) بمانم باز هم از سپاه دفاع و حمایت خواهم کرد .

· اگر این جنگ به ما تحمیل نمی شد من روزانه حداقل 500 متر شاهراه میزدم . الآن (منافقان و دشمنان) ما را مجبور کرده اند که کارهای عمرانی را کنار گذاشته و تفنگ بر دوش بگیریم . 

لطفا برای اطلاع بیشتر از زندگی نامه شهید امینی و مطالعه خاطرات زیبای ایشان به ادامه مطلب مراجعه فرمایید. 

هدیه به روح آسمانی شهید مهدی امینی :
خادمة الزهرا سلام الله علیها جزء اول قرآن کریم
علیرضا هوشمند جانباز و خادم ایثارگران   قرائت جزء های 1و2و3و 100 مرتبه سوره قدر و سوره یس و5000صلوات 
خادم الشهدا   1000صلوات، 2سوره یس،2سوره واقعه،یکبار سوره الرحمن، 100 مرتبه سوره قدر 
م.م. قرائت سوره یس 
مهربانی ها  500صلوات یکبار سوره حشر و سوره واقعه 
قرار گاه شهید علیرضا حجتی۳۱۳ صلوات و فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی 
بچه سیدجزء 27 قرآن مجید 
خادم الشهدا1000صلوات، 100 بار سوره قدر و سوره توحید و سوره کوثر، یکبار سوره الرحمن و سوره ناس 
سیدرضاثواب قرائت دعای عهد و 500 صلوات 

کربلای دارلک 

حماسه "دارلک" یکی از حماسه های بزرگ این سرزمین محسوب میشود. هر کس این روز(1۷ خرداد ماه سال 60) را به یاد نیاورد دچار خود فراموشی خواهد شد. چرا که آن روز خون ها به جوش آمدند تا خروش فتنه ها به خاموشی گرایند.

"دارلک" نام تابلوی زیبایی است که بر پیشانی نگار خانه بزرگ استان آذربایجان غربی میدرخشد.

"دارلک" قلب زخم خورده است که خون فرزندان انقلاب تپش آن را همیشگی کرده است.

"دارلک" منطقه ای است در آذربایجان غربی که به لحاظ مظلومیت شاید بتوان گفت با مظلومیت شهدای هویزه ،شلمچه،فکه،طلائیه و...برابری میکند.

" دارلک" حماسه از جان گذشتگی 36 شهید است که از همه چیز خود گذشتند تا گل های همیشه بهار ایمان را به تماشا بگذارند.

هر سال در روز هفدهم خرداد ماه یاد شهیدان حماسه آفرین "دارلک" گرامی داشته میشود که خون پاک و مطهرشان در دفاع از کیان این مرز و بوم و پاسداری از ارزشها ی والای انقلاب بر زمین نقش بسته و چهره تیره خاک را لاله گون کرده است.

براستی که اینان خط شکنان واقعی جبهه حق در مقابل تمامی کفر بودند. اینان هم در مقام ایمان و در مقام عمل مریدان واقعی ولایت بودند و بدین سان هم سرزمین پاک و میهن عزیزمان را از لوث اشرار و متجاوزین پاکسازی نمودند و هم قلب منور و نورانی خویش را از آلودگی های دنیا تطهیر کردند و به مقام و جایگاهی دست یافتند که نام مقدس "شهید" زیبنده نامشان شد.

حکایت شهدای کربلای دارلک را در هیچ کتابی ننوشته اند ، دارلک و حماسه آن در دل تاریخ در انتظار ترجمه است.



...امینی شهید شده است .مکاری دهقان و ... شهید شده اند ... کسی نمرده است، همه زنده اند.

" وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ "

(آل عمران/۱۶۹)



دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359، مهدی عاشقانه رو به سوی جبهه های جنوب نهاد . او ابتدا به آبادان رهسپار شد و در آن شهر، در قسمت عملیات مهندسی سپاه به فعالیت پرداخت و چون خرمشهر در خطر سقوط بود به همراه سایر رزمندگان از جبهه آبادان به جبهه خرمشهر عزیمت نمود و در دفاع از خونین شهر عاشقانه و با غیرت تمام جنگید. بطوریکه یکی ازدوستان او تعریف میکند : مهدی در مصاف با متجاوزان بعثی جانانه حملات آنها را با موشکهای آرپی جی جواب میداد. او در یک ساختمان ویرانه ، سنگر گرفته و مقاومت میکرد تا آنجایی که همه فکر میکردند که مهدی شهید شده است . اما بعد از چند ساعتی دیده بودند که او از میان خرابه های آن ساختمان ویران شده با تنی مجروح و خون آلود ، بیرون آمد و خود را به صف رزمندگان رساند.

فرمانده عملیات

در بهمن ماه سال 1359 "مهدی" بنا به دعوت و اصرار مسئولین دفتر هماهنگی و منطق سپاه پاسداران ، از جبهه جنوب به ارومیه مراجعت نمود و با تاکید و دستور شهید بزرگوار جناب حجت السلام محلاتی با عنوان فرمانده عملیات در سپاه پاسداران ارومیه مشغول خدمت شد. در مدت زمانی که ایشان فرمانده عملیات سپاه ارومیه بودند با شهید بزرگوار "مهدی باکری" که آن زمان در جهاد سازندگی به فعالیت مشغول بود ارتباط بسیار نزدیک و صمیمانه ای داشتند . رابطه عاطفی و قلبی این دو شهید آنقدر زیاد بود که پس از شهادت سردار مهدی امینی با فاصله زمانی اندک سردار شهید مهدی باکری جهت تداوم راه شهید بنا به دعوت فرمانده سپاه ارومیه فرماندهی سپاه ارومیه را بر عهده گرفت.



آخرین کلام فرمانده

به روایت از همرزم شهید!

بعداز شهادت تعدادی از برادران سپاه و بسیجی ،18خرداد سال 60سردار شهید امینی که فرمانده عملیات سپاه بود با تعدادی از نیروهای تحت امرش به منطقه دارلک اعزام شدیم. و در اطراف جاده ارومیه به مهاباد مستقر شدیم و از انجا حرکت خویش را آغاز کردیم و پاکسازی را استمرار بخشیدیم و به طرف روستای " گوگ تپه " در محور مهاباد به میاندوآب رفتیم.

پاسی از شب می گذشت که از یمین و یسار و از جلو وعقب زیر آتش ضدانقلاب قرار گرفتیم .ما مشغول تثبیت مواضع و هدایت نیروها بودیم.

نیمه شعبان بود . یک لحظه در این گیر و دار نگاهم به قرص ماه افتاد. با خودم گفتم: خوشا به سعادت کسی که امشب از جمع بچه ها شهید شود!

نزدیکی های صبح شد و الحمدلله دشمن شکست خورد و نتوانست رخنه ای در صف پولادین رزمندگان ایجاد کند و با مقاومت دلیرانه بچه ها علی رغم ان یورش عظیمی که اشرار کرده بود(چون هم از طرف مهاباد،هم میاندوآب و هم بوکان حمایت می شدند) آن منطقه پاکسازی شد.

ان روز (28خردادسال 60)وقتی دشمن عقب نشست. من رفتم سنگر فرماندهی. آقای امینی انجا نبودند.از بچه ها پرسیدم : " از نیروها شهید هم داشتیم؟ " گفتند : سه نفر شهید داشتیم، شهید ستار جوانبخت . شهید احمد بوداقی . " که سومی را اظهار نکردند.

گفتم نفر سوم؟

گفتند: آقا مهدی !

گفتم: آقای امینی!؟

گفتند : بله!

اینجا بود که احساس کردم دنیا روی سرم خراب شد.!

تحمل این لحظاتِ دشوار ، خیلی برایمان سخت بود.

از آن برادری که در لحظه شهادتِ آقا مهدی در کنارش بود، شرح ماوقع را پرسیدم(برایم خیلی مهم بود که در آخرین لحظات زندگی که عصاره زندگی هر کسی، متجلی و متبلور است آن شهید چه کلماتی را بیان کرده است و چه وصیتی داشته است!)
ایشان تعریف می کند:« من یک وقتی را دیدم که آقا مهدی تلو تلو خوران ، دارند به طرف من می آیند و به زانو روی زمین افتادند. من به طرف ایشان دویدم . سرایشان را به زانو گرفتم. دوسه باری صدازدم: آقا مهدی ! آقا مهدی!

جوابی نشنیدم!

انگار در عالمی دیگر بود! همانطور بهت زده ، چشمم به سیمای روحانی اش بود. یک لحظه چشم هایش را گشود و نگاهی به من کرد. دیدم لبهایش تکان می خورد . به دقت که گوش کردم، دیدم جملاتی را باخود زمزمه می کند . سرم را به صورتش خم کردم که شنیدم می گفت:

" یا الله ، یا الله رضاً برضائک،یا غیاث المستغیثین! "

و بعد چشمانش را بست و روحش به ملکوت اعلی پیوست!»

شادی روحش تمامی شهدای دارلک به ویژه سردار شهید مهدی امینی صلوات 
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 




نویسنده : خادمة الزهرا سلام الله علیها تاریخ : پنجشنبه 18 تیر 1394 موضوع : هدیه به شهیدان      هدیه دوستان شهید امینی

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ahmad جمعه 4 دی 1394 09:04 ب.ظ
سلام من یادتونه خادم العباس توی وبلاگ mahe-alghame.blogfa.com
یادتونه لدفا بیایید توی وبلاگ جدیدم خیلی ناراحت شدم حالا چی شد وبلاگ قبلی تون پاک شده؟؟
منصوره چهارشنبه 31 تیر 1394 01:08 ب.ظ
سلام من ازمشهداومدم خیلیییییییی یادتون بودم
علیرضا هوشمند جانباز و خادم ایثارگران سه شنبه 30 تیر 1394 12:00 ق.ظ
اصول و ویژگی های اساسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران:اسلامی بودن -ولایی بودن - مردمی بودن- خودكفایی - سادگی - اقتدار- و تدافعی التماس دعا - بك یا الله
خادم شهدا چهارشنبه 24 تیر 1394 03:10 ب.ظ
سلام.هدیه به روح این شهید
1000 صلوات
100 با سوره قدر و سوره توحید و سوره کوثر.
یک بار سوره الرحمن و سوره ناس
سید رضا چهارشنبه 24 تیر 1394 09:49 ق.ظ
سرنوشت مقلدان خمینی(ره) چیزی جز شهادت نیست

سلام و خسته نباشید
قبول باشه نماز و روزتون

ثواب قرائت دعای عهد و 500 صلوات
هدیه به روح بلند و اسمانی این شهید عزیز
برقرار باشید
علیرضا هوشمند جانباز و خادم ایثارگران سه شنبه 23 تیر 1394 03:57 ب.ظ

عده ای درخون وآتش عده ای درپول خلق، هردو رقصیدند
عده ای برروی مین وعده ای بربال ق،هوردوخوابیدند

این یكی ازسوزتركش آن یكی هم درسونا،هردومیسوزند

این یكی برتخت ماساژآن‎ ‎یكی برویلچرش،هردوآرامند
این یكی درعمق دجله آن یكی آنتالیا،هردو درآبند

عده اى كردندكاروعده اى بستندبار،هردوفعالند
بچه سید دوشنبه 22 تیر 1394 01:57 ب.ظ
شهادت دست یافتنی است اما...

سلام و عرض ادب بزرگوار
با ارزوی قبولی طاعات و عبادات شما
هدیه به روح ملکوتی ی این سردار شهید
جز بیست و هفتم قران مجید
احیای دوباره ی شاخه ی طوبی رو تبریک میگم
اجرتون با امام شهدا
یاعلی(ع)
قرارگاه شهید علیرضا حجتی(خادم الشهدا) یکشنبه 21 تیر 1394 05:31 ق.ظ
آه پسرم؟ گُلم؟
پاره جگرم...؟
میدونی چند ساله دارم
دنبالت می گردم؟
هنوز گرمای صورت نرمت وقتی بوسیدمت،
زیر لبامه.
هنوز پشت لبای قشنگت کُلک هم سبز نشده بود.
چه بوی خوبی داشتی عزیزم...
ادامه رو تشریف بیارید قرارگاه...

سلام ونور...
ممنون از حضور و لطف و دعوت شما..
هدیه قرارگاه ما313 صلوات و فرازهایی از دعای ابوحمزه...
در پناه خدا زهرایی بمانید.
التماس دعای فرج و شهادت...
مهربانی ها شنبه 20 تیر 1394 01:10 ق.ظ
خدایا به آبروی آبرومندان درگاهت همه ما را ببخش و قدردان شهدایمان قرار بده ...!!
500صلوات و یک بار سوره حشر و سوره واقعه
م.م جمعه 19 تیر 1394 11:20 ب.ظ
سلام
وبلاگ جالبی دارین، ممنون که به وبلاگم سر زدید. سهم من هم برای این شهید قرائت سوره یس .
التماس دعا
خادم شهدا جمعه 19 تیر 1394 07:07 ب.ظ
سلام و خداقوت لطفا 1000 صلوات . 2 بار سوره یس. 2 بار سوره واقعه . یک بار سوره الرحمن. 100 مرتبه سوره قدر. شادی روح مطهرشان صلوات .
خادم شهدا جمعه 19 تیر 1394 07:07 ب.ظ
سلام و خداقوت لطفا 1000 صلوات . 2 بار سوره یس. 2 بار سوره واقعه . یک بار سوره الرحمن. 100 مرتبه سوره قدر. شادی روح مطهرشان صلوات .
خادمة الزهرا سلام الله علیها پاسخ داد:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
علیرضا هوشمند جانباز و خادم ایثارگران پنجشنبه 18 تیر 1394 07:05 ب.ظ
با سلام و عرض ادب جز ء های 1 و 2 و 3 و نیز 100 مرتبه سوره قدر و سوره یس و 5000 صلوات سهم حقیر لتماس دعا و درود بر شهبدان گرانقدر دفاع مقدس و سپاس از كار خداپسندانتان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به شاخه طوبی می باشد.